هرآنچه به نام مرکز پژوهشی در کشورمان تأسیس شده، یا از ابتدا مدرسۀ تحصیلات تکمیلی بوده و یا پس از مدتی تبدیل به مدرسۀ تحصیلات تکمیلی شده است. استثناهایی هم اگر به این روند وجود داشته باشد، باز این نتیجه را نقض نمی‌کند که عمدۀ مؤسسات پژوهشی ما در اصل دانشگاه هستند. پس باید دید چرا مراکز پژوهشی در کشور ما تبدیل به دانشگاه می شوند؟

این پرسشی است که مسلماً باید با پژوهش اجتماعی فرهنگی دقیقی به آن پاسخ داد. من آگاهم به اینکه با درک محدودم از فضای پژوهش کشور و بدون مطالعات میدانی، نمیتوانم به این سوال پاسخ قطعی بدهم. اما در اینجا سعی خواهم کرد برخی دلایل ممکن را بشمارم و معتقدم که دلیل اصلی این پدیده بی نیازی جامعۀ ما به پژوهش است. البته هر جامعه و کشوری نیاز به پژوهش دارد،فقط ما ایرانی ها احساس می‌کنیم که به پژوهش نیاز نداریم و همین باور درونی است که مشکل ساز شده است.

برخی از دلایل ناکامی مؤسسات پژوهشی ما ممکن است با مقولات زیر مرتبط باشد:

۱. امنیت

مدیران مراکز پژوهشی احساس امنیت نمی‌کنند. وزارتخانۀ مربوط می‌تواند، با یک حکم اداری ساده، مرکزی را منحل یا در موسسۀ دیگری ادغام کند. داشتن چند دانشجو مانع از  این نوع اقدامات نمی شود ولی البته  احساس امنیت خیلی بیشتری ایجاد می کند.

۲. بودجه

با همین استدلال بند ۱، گرفتن بودجه  برای آموزش خیلی آسانتر است تا برای پژوهش. پس داشتن تعدادی دانشجو، به خصوص در دورانی که بودجۀ کشور انقباضی باشد، کمک مؤثری به تأمین هزینه هاست. 

۳. هویت

اعضای دانشگاه ها هویت اجتماعی مشخصی دارند؛ یا به عبارت دیگر جامعه برای آنها هویت استاد دانشگاه قایل است. اما اعضای  هیئت علمی پژوهشگاه ها، علی رغم برخورداری از تحصلات و مدارج مشابه، معمولاً حرمت و احترام استاد را در نزد جامعه ندارند. به عبارت دیگر عامۀ مردم نمی‌دانند کسی که دکتری تخصصی دارد و تدریس نمی‌کند، پس چه می‌کند؟ حتی کارشناسان ارشد وزارتخانه هم برای مردم هویت شغلی روشن تری از پژوهشگران دارند. 

۴. سختی کار

فعالیت پژوهشگران دشواری های خاصی دارد. عموماً باید در محیط بستۀ اتاق کار یا در آزمایشگاه تنهایی به دنبال حل مسئلۀ خاصی باشند. البته این وضعیت برای دیگر ملل هم هست و پژوهشگر شدن کار هرکسی نیست. پژوهشگر باید از تنهایی استقبال کند و باید بتواند مصرانه دنبال بررسی سوالی باشد که هیچ‌کس جوابش را نمی‌داند. ولی به نظر می‌رسد که چنین انزوایی در فرهنگ ما مزموم باشد. شاید حضور چند دانشجوی تحصیلات تکمیلی که گاه گاه  سوالی می‌پرسند، این وضعیت را تا حدودی ترمیم می‌کند.

۵. نیاز

و اما دلیل اصلی شکست پژوهش در کشورمان این است که اصولاً نیازی به پژوهش حس نمی‌شود. البته اگر تعداد مقالات کسی زیاد باشد و جوایزی هم از مراجع مختلف دولتی بگیرد اعتباری هم کسب می کند.ولی اصولاً چه نیازی به این نتایج وجود دارد؟

از طرفی مدیران پژوهشی کشور تاکید بر این دارند که پژوهش ها باید هرچه بیشتر کاربردی شوند و معضلات کشور را حل کنند، ولی این مقوله دچار تناقض بزرگی است. اگر پژوهش آنقدر پیشرفته باشد که منجر به چیزی جدید بشود- یعنی ثبت اختراع در کیفیت جهانی که بسیار غیر محتمل است- صنایع کشور ما خریدارش نیستند زیرا توان تولیدش را ندارند. در غیر اینصورت پژوهش ما واقعی نیست یعنی مسئلۀ جدیدی را حل نکرده است.

از طرف دیگر، کدام معضل ملی را سراغ دارید که با انجام پژوهشی حل شده باشد؟ مسئله‌ای اگر حل شده باشد از طریق انتقال تکنولوژی بوده نه با پژوهش ناب و بدیع در ایران. هر چند حرف زیاد زده می‌شود ولی هیچ موردی نه از صنایع و نه از نهادهای دانشگاهی سراغ ندارم که حل مسئله ای به پژوهشگری واگذار شده باشد و جوابی هم حاصل شده باشد. بله،البته دانشگاه ها از طریق دفاتر ارتباط با صنعت خود پروژه‌های بزرگی را می‌گیرند، ولی این پروژه‌ها آنچنان ساده اندکه فعالیت یک دانشجوی کارشناسی ارشد و یا دکتری برای حل آن کافی است. اکنون اجازه بدهید از دیدگاهی دیگر به مسئله بپردازیم.

به نظر من پژوهش یعنی پیدا کردن جواب برای سوالی که تا کنون در جهان بی جواب بوده است. بشریت جواب آن را نمی‌داند. در حدود 25 سال پیش در دانشکدۀ فیزیک دانشگاه شریف این سوال مطرح شد که آیا صرفاً فعالیت به منظور رسیدن به جواب در سطح کشور کافی است که پژوهش نامیده شود؟ یعنی پرداختن به مسئله ای که در جایی از جهان حل شده ولی در ایران تاکنون مستقلاً حل نشده است ؟ چنین پژوهشی مسلماً به عنوان یک پروژه کارشناسی یا کارشناسی ارشد قابل قبول است ولی نه به عنوان پژوهشی بدیع و ناب.

غالب پژوهش های کشور ما از همین نوع است.

 

۶. صنایع دفاع

از دیدگاه صنایع دفاع کشور، تعریف پژوهش عموماً در جنین عبرات ساده ای خلاصه می شود که فلان دستگاه را نمی‌توانم بخرم، پس تو برایم بساز. طبیعتاً یک استاد دانشگاه کار را سهل‌تر و موثرتر انجام می‌دهد، و همین است که پروژه‌هایی به دانشگاه  ارجاع می‌شود. ولی این با تعریف بالا پژوهش به حساب نمی آید. 

۷. تجارت

یکی از موتورهای پژوهش در جهان تجاری سازی محصولات علمی است. در کشور ما این کار را با خریدن دستگاه از خارج انجام می‌دهند و نهایتاً کاری که از پژوهشگر ممکن است بخواهند، نصب دستگاه است.

۸. علوم انسانی

برای من جالب است که چرا در حوزه های علوم انسانی -مثلاً جامعه شناسی و تاریخ- پژوهش انجام نمی‌شود. اینها که دیگر خاص کشور خودمان است و دیگران نمی توانند انجام بدهند و یا نتایجش به دردشان نمی خورد. اما مشاهده  می‌کنیم که بهترین کتب ها درباره تاریخی ایران در اروپا نوشته می‌شوند. تصور می‌کنم این مشکل ناشی از مقوله‌ای  فرهنگی است که متفکران ایرانی خیلی به ندرت به سراغ  این رشته‌ها رفته‌اند.

۹. پژوهش ناب

البته در کشور ما پژوهش انجام می‌شود؛ شاهد آن حجم زیاد مقالاتی است که به چاپ می‌رسند ولی این فعالیت ها چنانکه گفته شد پژوهش ناب نیستند. کاری که انجام می‌شود در واقع بیشتر "ترکیبیات" است. البته منظورم کم شمردن این حوزه از ریاضیات نیست، اما  پژوهش‌های ایرانی اغلب به این صورت انجام می‌شود که مفهوم X صحیح است، مفهوم Y هم صحیح است، حالا ببینیم که آیا X+Y هم صحیح است یا نه. پژوهش ناب  حتی از تعریفی که در بالا ارائه دادم فراتر می‌‌رود. منظور از پژوهش ناب "خلق" مفهوم و ایده جدید است. با این معیار کمتر کار پژوهشی در کشورمان انجام می‌پذیرد.

۱۰. ادبیات

قاعدتاً ما دست کم باید در چارچوب ادبیات بتوانیم خلاقیت داشته باشیم، اما در این زمینه هم خبری نیست. با وجود غولهایی مانند سعدی، حافظ، فردوسی چه کسی جرئت خلاقیت مفهوم دارد؟

۱۱. نهادهای دولتی

شاید بهترین عملکرد در تحریک پژوهش در کشور مارا ستاد نانو داشته است. اکنون تولید مقالات علمی ایران در عرصۀ نانو در رده هفتم دنیاست -یعنی بهتر از بسیاری از کشورهای اروپایی غربی- ولی به راستی این توده پژوهش چه قدرش خلاقیت است و چه قدرش تابع همان الگوی " ترکیبات" است که گفتیم؟ به  وضوح می‌توان دید که در سایر زمینه‌های نانو، مانند تولید محصولات جدید و ثبت اختراع، به شدت عقب افتاده هستیم. یعنی در این مورد از تفکر ناب و خلاقیت خبری نیست.

۱۲. حوزه

باید انتظار داشت دست کم آن مراکز تفکر و بدانش که سابقه هزارساله در کشورمان دارند، موضوعی جدید، فکری ناب، و حرفی شنیدنی داشته باشند ولی متأسفانه باز هم چنین نیست.

اگر من به دانشگاه پرینستون نامه‌ای بنویسم که " آقایان ، بنده. موضوع نسبیت عام را بسیار خوب فراگرفته‌ام و چندین مسئله استاندارد را هم با دقت بسیار حل کرده ام"، آیا اعضای هیئت علمی پرینستون برای این نامه اهمیتی قایل خواهند شد؟

این کاری است که در حوزه انجام می‌شود. آنچه که قبلاً دانسته شده را بهتر و بهتر فرا می‌گیرند. هیچ چیز تازه ای تولید نمی‌شود.

۱۳. تفکر

با کمی دقت مشاهده می‌کنیم که تفکر و نو آوری از جامعۀ ما رخت بربسته است. همان فرهنگ و همان ملتی که مناره های  اصفهان را ساخته اکنون از جدول سازی کنار خیابان‌های خود عاجز است. به راستی چرا و چه وقت و چگونه تفکر از میان ایرانیان رخت بربست؟

قدردانی

این نوشته در بحث و گفتگو با همکاران ارجمندم  دکتر رضا منصوری، دکتر فرهاد اردلان و دکتر رسول رکنی‌زاده شکل گرفته‌ست. مطالب فوق به میزان زیادی اقتباس از نظرات این بزرگواران است . از تک تک ایشان سپاسگزارم.

تهران
شهریور ۱۳۹۳

دیدگاه‌ها   

0 #13 JacKima 1396-11-25 06:26
Where To Buy Secure Generic Progesterone In Australia cialis Prix Kamagra Thailande Top Rated Generic Viagra Pharmacy
نقل قول کردن
0 #12 Brittney 1396-02-26 15:42
Good day very nice blog!! Man .. Excellent .. Amazing .. I'll bookmark your web site and take the feeds additionally?

I am satisfied to seek out numerous useful information here in the post, we'd like develop extra
techniques on this regard, thanks for sharing. . . . . .
نقل قول کردن
0 #11 BHW 1396-01-27 11:39
It's a shame you don't have a donate button! I'd without a doubt donate to
this fantastic blog! I suppose for now i'll settle for bookmarking and adding your RSS feed to
my Google account. I look forward to brand new updates and will
talk about this blog with my Facebook group. Chat soon!
نقل قول کردن
0 #10 BHW 1396-01-25 08:14
Hmm it seems like your blog ate my first comment (it was super long) so I guess I'll
just sum it up what I had written and say, I'm thoroughly enjoying your blog.

I too am an aspiring blog writer but I'm still new to the whole thing.
Do you have any helpful hints for inexperienced blog writers?
I'd really appreciate it.
نقل قول کردن
0 #9 سلام 1395-04-04 12:07
این مسئله فقط مخصوص ایران نیست. یک استاد ریاضی آمریکایی بود می گفت این فیزیکدانها در لارنس لیورمور لب نمی دانند با ابررایانه های عظیمشان اصلا چه بکنند! شما هم در دولت قبل تلویزیون اعلام کرد از مسئولین ساخت ابررایانه ها در ایران بودید. و حال آنکه امروزه روز کافی است کسی به اینترنت دسترسی داشته باشد و همه لوازم پژوهشی کما کان در اختیارش قرار گیرد و نه پژوهشگاه می خواهد و نه CERN و نه LHC و نه IPM و هم در عین حال علی القائده به همه اینها می تواند وصل شود و مقاله بدهد و مقاله بگیرد. البته استاد مطهری راجع به نهج البلاغه حرف متینی دارد:
از اول که نام " سیری در نهج البلاغه " به آن دادم توجه داشتم که کار من جز یک " سیر " و یک " گردش " نام دیگری نمی‌تواند داشته باشد ، هرگز نمی‌توان این کوشش مختصر را " تحقیق " نامید . نه وقت و فرصت‌ یک تحقیق را داشتم و نه خودم را لایق و شایسته این کار می‌دانستم ، به‌ علاوه تحقیق عمیق و دقیق در محتوای نهج البلاغه و شناخت مکتب علی و همچنین تحقیق در اسناد و مدارک نهج البلاغه کار یک فرد نیست ، کار گروه‌ است.
استاد و همینطور شما شکسته نفسی نمی فرمایید؟!
نقل قول کردن
0 #8 سعید قنبری 1394-09-22 12:32
با سلام و تشکر از استاد گرامی، جناب آقای دکتر شاهین روحانی، ضمن تایید نظرات ارزنده ی شما و همکاران ارجمندتان در مورد این که چرا مراکز پژوهشی کشور محکوم به شکست هستند، به نظر من کار جدی بر روی آیین نامه های ارتقای اعضای هیئت علمی مراکز پژوهشی و دانشگاهی کشور، به ویژه در بخش پژوهشی آیین نامه ها می تواند در جهت گیری، نوع و کیفیت پژوهش در کشور بسیار اثرگذار باشد که این مسئولیت جنابعالی و افراد تاثیرگذار دیگر را سنگین تر می کند. شاید با کارهای پژوهشی گروهی واقعی، با حضور پژوهش گران بین المللی، بتوان به سمت پژوهش ناب حرکت کرد. برداشت بنده از کار گروهی واقعی کاریست که هر یک از اعضا بتواند در پیشبرد کار نقشی مهم داشته باشد و در ایفای این نقش از همه افراد گروه مهارتش بیشتر باشد. در حالی که، آیین نامه ی ارتقا به جای تشویق افراد به انجام کارهای پژوهشی گروهی واقعی در بعضی از بندها به کارهای مستقل، که معمولا دارای کیفیت پایین تری نسبت به کارهای پژوهشی گروهی هستند، امتیاز ویژه ای می دهد که پرداختن به کارهای مستقل موجب می شود که ارتباط های گروهی قطع یا ضعیف شوند.
نقل قول کردن
0 #7 وحید 1394-03-20 07:27
با سلام و تشکر از مطلب ارزشمند شما. برخی معدود صاحب نظران پژوهشگر (به معنای ناب آن) داخلی معتقدند جامعه ی ما قرنهاست دچار "زوال اندیشه" شده و این مسأله علّت سایر مسائل و مشکلات جامعه نیز هست. شما نیز به این مهم اشاره نموده اید. من نیز با درک محدود خودم با این دیدگاه موافقم. وقتی اندیشه -که خود وسیله ی درک و درمان زوال هر چیز است- زائل شود شرایطی مانند گندیدن نمک پیش می آید. امید که تلاشهای دلسوزانه شما اندیشمندان به شعله ور شدن خاکستر اندیشه ی ایران بیانجامد.
نقل قول کردن
+2 #6 سعيده 1393-07-09 18:34
اگر دقت كنيم واقعا نيازي به پژوهش نداريم واقعا صرف وقت و هزينه در پژوهش هاي غير اصيل و ناكارآمد چه فاىده اي دارد؟هروقت سر كلاسم نامي از دانشمند و دانشگر و پژوهشگر غير ايراني مي برم خيلي از شاگردانم مي پرسند چرا ما دانشمند ايراني نداريم ، تنها چاره من تنها توسل به ابن سينا و رازي و خيام است. شايد اگر چنين گذشتگاني نداشتيم كمي اوضاع بهتر بود،شايد ديگر بهانه اي براي چنين خواب چندين صد ساله اي نداشتيم.
پژوهشگر متولد نمي شود پژوهشگر ساخته مي شود.با آموزش و تغيير نگرش هاي موجود در جامعه مي توان اميدوار بود.اما براي ساخته شدن پژوهشگر قدم هاي اوليه آموزش پرورش ما بسيار كند است و در بسياري موارد راهي اشتباه را مي پيمايد
نقل قول کردن
0 #5 Mohsen 1393-07-05 16:50
یادمون بیاد که روند پژوهش تو ایران کی و چجوری شتاب گرفت. برای مثال تو علوم biomedicine اگه نگاهی به pubmed بندازیم میبینیم قبل از سال 2000 حدود 1200 مقاله با آدرس دانشگاهی ایران به چاپ رسیده، ولی از 2000 تا الان بیشتر از 58000 تا! این یعنی با در اختیار داشتن اینترنت و جستجو در مقالات و hot topic ها ما افتادیم دنبال پژوهش جایگزینی (substitution) یعنی پیدا کردن یک مقاله اصولی و با اساس و جایگزین کردن و تغییر دادن پارامترها و چاپ راحت مقاله به نام ایران. اگر در بهترین شرایط حسابی اصولی کار کرده باشیم بیشتر بنفع گروهی کار کردیم که محور اصلی پژوهشیشون همون کار هست، مقالمونو cite میکنن و ما هم خب کلی حظ می کنیم! تبادل علمی ما فاجعه است. در مراکز پژوهشی همه هموطنیم! (خیلی خوش بینم من!) حتی از پژوهشگرای ایرانی که میرن در مراکز معتبر دنیا کسی برنمیگرده.
نقل قول کردن
0 #4 Mohsen 1393-07-05 16:46
شماره 5 انصافاً اصل ماجراست. و همچنین آموزشی شدن یک مرکز پژوهشی واقعآ فاجعه است، چون اولویت رو از پژوهش به آموزش تغیر میده مثالش هم مرکز تحقیقات بیوشیمی بیوفیزیک دانشگاه تهران هست که در سال فکر کنم 54 با هدف تماماً پژوهشی تاسیس شد. اما به مرور زمان احتمالاً بدلیل عدم تربیت نیروی کافی در داخل و عدم تبادل پژوهشگر با خارج مجبور شد دانشجو تربیت کنه!
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید