هدف من در این نوشتار بیان مشاهداتی است که در امریکا و کانادا از سبک زندگی مردم این دو کشور در طی حدود  هفت سال اقامت در آن ها داشته ام.  دلیل این کار اینست که در مدت زندگی در ایران، اطلاعات پراکنده و حتی غلطی از طرز زندگی در غرب از طریق ماهواره، تلویزیون، فیلم های خارجی و .... دریافت کرده ام، و لازم می دانم انچه را که دیده ام برای کسانیکه فرصت سفر پیدا نکرده اند به اشتراک بگذارم. ضمنا تاکید می کنم که این متن صرفا از دید شخصی من است و در برخی موارد ممکن است عمومیت پذیر نبوده و همچنین خالی از اشکال هم نباشد. علاوه بر این قسمت عمده متن به بیان مشاهدات از نکات مثبت این جوامع، که به نظر بنده باعث رشد و پیشرفت ان ها شده، اختصاص دارد در حالیکه نقاط منفی بسیاری نیز در این کشورها وجود دارد که اخبار ان کمابیش به گوش می رسد. لذا به هیچ وجه نباید از این متن برداشتی رویایی از زندگی در خارج داشت و آن را عاری از عیب و ایراد دانست.

 

زندگی غربی، در دوره های مختلف تاریخی، برای ما ایرانیان چه روشنفکران و دگر اندیشان و چه محافظه کاران و سنتی گراها، چه بی دینان و چه مذهبیان و از همه قشر مهم و تاثیر گذار بوده. برای عده ای مقصد امال و ارزوها و برای عده ای محفل کفار و مفسدان. عده ای هر انچه در غرب دیده یا شنیده اند را ایده ال پنداشته و عده ای هر که را به این ممالک سفر کرده اند خود فروش و لاابالی خوانده اند. و متاسفانه نه فیلم های خارجی تصویر درستی از زندگی در غرب نشان می دهند، نه ماهواره ها، نه تلویزیون دولتی خودمان و نه حتی بعضی هموطنانی که به این کشورها سفر کرده اند، چراکه خواسته یا ناخواسته سعی در بزرگ یا کوچک کردن آن ها داشته اند. به عقیده نویسنده بررسی موشکافانه تر عوامل پیشرفت، و انحطاط، در غرب می تواند به برنامه ریزی بهتر برای توسعه ایران، که به دلایل مختلف سیاسی و فرهنگی و ... از مدرنیته عقب مانده است، کمک کند. این نوشتار به سه بخش علمی، اجتماعی و فرهنگی تقسیم شده و بخش حاضر به بیان برخی مسایل اجتماعی می پردازد.

اولین مشاهدات در امریکا

برخلاف انچه که احتمالا از اولین مواجهه با کشوری توسعه یافته تصور می شود، نه ساختمان های بلند، نه اتوموبیل های مدل بالا، و نه نحوه پوشش مردم و امثالهم هیچکدام چیز نو و عجیبی نبود. اسمان اینجا هم مثل جاهای دیگر ابی است اما تفاوت در نظم زندگی و دقت در انجام امور است چه توسط منشی و مسوول دفتر و چه توسط مدیر و رییس سازمان.

اولین برخورد من با فرهنگ مردم در امریکا انچه را که پیشتر می دانستم کاملا متحول کرد. دیدی که من از این فرهنگ داشتم شامل خشونت و بی بندوباریی بود که در فیلم های امریکایی دیده بودم و همچنین شوها غربی، و اخبار قتل و غارتی که از تلویزیون خودمان پخش می شد، و اینکه به زودی این کشور از درون متلاشی خواهد شد. اما زمانی که خسته، بعد از پروازی طولانی از استانبول، در فرودگاه شیکاگو منتظر پرواز بعدی به پورتلند بودم چشمم به چند نفری افتاد که دقیقا پشت سر هم و هر کدام به فاصله تقریبا یک قدم روبروی کیوسک بررسی بلیط ایستاده بودند و نفر اول به فاصله بیشتری از نفر دوم مشغول صحبت با (خانم) مسوول انجا بود. در ابتدا متوجه نشدم ان چند نفر به چه دلیل انجا ایستاده اند! طبق انچه تا ان زمان دیده بودم ان چند نفر اگر کاری با مسوول بلیط ها داشتند بایستی قاعدتا همگی دور میز جمع می شدند. پس از مدتی مکث متوجه شدم ان ها پشت سرهم صفی تشکیل داده و منتظر نوبت خود هستند، و از نفر اول فاصله بیشتری داشتند تا در کار او تداخلی ایجاد نکنند و حریم شخصی او حفظ شود.  این دقت در نظم و ترتیب چیزی بود که از ان پس در امور زندگی جامعه امریکا و کانادا از خرد و کلان نظاره گر بودم و یکی از اصلی ترین دلایل پیشرفت ان ها را در همین ایجاد و رعایت نظم اجتماعی می دانم. چیزی که امام علی علیه السلام ما مسلمانان را به ان توصیه فرمودند.

فردای ان روز یکشنبه بود و روز تعطیل، و نکته ای که توجه من را جلب کرده بود خلوتی شهر بود. طبق عادت انتظار داشتم در روز تعطیل مردم زیادی را سواره یا پیاده در حال رفت و امد ببینم، اما پس از مدتی قدم زدن در یکی ازخیابان های اصلی شهر تنها به تعداد انگشت شماری رهگذر برخورد کردم.

سطح زندگی و رفاه مردمان امریکا و کانادا

بر خلاف تصور رایج زندگی در این دو کشور مساوی با رفاه کامل و برخورداری از تمامی ملزومات زندگی مانند کار، خانه، ماشین و ... نیست. اکثریت مردم در طبقه متوسط جامعه قرار دارند واتفاقا بعد از معضلات شدید اقتصادی در امریکا و سایر کشورها در دوران بوش و پس از ان، جنبش ۹۹ درصدی ایجاد شده بود، در اعتراض به اینکه عمده سرمایه ها متعلق به ‌ تنها یک درصد طبقه بالایی جامعه است. هر چند رفاه و قدرت خرید مردم این کشورها به مراتب بالاتر از کشورهای دیگر مانند ایران است اما این تفاوت قابل مقایسه با درامد ناخالص ملی انها نیست. بدین معنی که هر چند درامد ناخالص انها چندین برابر کشوری مانند ایران است، سطح رفاه طبقه متوسط در این جوامع چندین برابر سطح رفاه طبقه متوسط در ایران نیست. همچنین اقتصاد این جوامع بر پایه ربا بنا شده و هر کس می تواند براحتی با کارت اعتباری خود خرید کند و در طول زمان مبلغ ان را همراه با سود به بانک بازگرداند، یا برای خرید اتوموبیل جدید به نمایشگاه خودرو رفته، که تعداد انها نیز معمولا زیاد است، و بدون پرداخت مبلغی اتوموبیل را به شکل Finance یا Loan تحویل گرفته و هر ماه قسط ان را، همراه سود، واریز نماید. برای خرید خانه نیز بانک بیش از ۸۰ درصد قیمت خانه را وام می دهد و دریافت وام های ۳۰ ساله و ۱۵ ساله رایج هستند. به همین دلیل اکثر مردم زیر بار قرض بوده و در حال بازپرداخت وام می باشند. در این سیستم کوچکترین ترحمی به وام گیرنده نمی شود و طبق قوانین اگر شخصی به هر دلیل، مثلا بیکاری موقت، نتواند وامش را بازپرداخت کند در طی زمان مبلغ بازپرداخت بحدی بالا می رود که در نهایت شخص ملک و دارایی خود را ممکن است از دست داده و بی خانمان شود. همچنین تمامی تراکنش های مالی شخص از جمله نحوه بازپرداخت وام از ابتدا به شکل کامل ثبت می شود و داشتن رکورد بد می تواند در اینده باعث سختگیری بیشتری در ارایه وام و همچنین افزایش درصد سود شود. البته به دلیل ثبات نسبی اقتصادی، درصد سود وام ها بسیار پایین و عموما در حد ۳-۴٪ است. در این جوامع دارا بودن خانه ای که وام ان کاملا بازپرداخت شده نشاندهنده وضعیت مالی باثبات و خوب ان شخص است. خرید سایر اقلام مانند البسه و مواد غذایی بدلیل وفور بسیار ساده بوده و فروشگاه های مختلف با سطح قیمت های متفاوت یافت می شوند. ذکر این نکته هم لازم است که اصولا جامعه ما ساختار مشابهی با این جوامع از جهت شکل ظاهری دارد بدین معنی که مثلا در کشور ما هم سه قوه وجود دارد به مانند انها، و امثالهم، چرا که نخبگان ما مدرنیته را از این جوامع اقتباس کرده و در واقع کپی نموده اند. لذا در امریکا و کانادا هم، مانند ایران، دغدغه خانواده ها تحصیل فرزندان و اشتغال انهاست و بسیاری از شروع دوران کودکی مبلغی را برای خرج تحصیل دانشگاهی فرزندان ذخیره می کنند. از کمکهای دولتی به مردم می توان به Food Stamp در امریکا اشاره کرد که هر ماه مبلغی متناسب با درامد و تعداد اعضای خانواده به کارتی واریز شده و انها می توانند از ان برای خرید غذا استفاده کنند. این مبلغ برای خانواده ای پنج نفره، شغل پدر کارگر، در حدود ۸۰۰ دلار در ماه است. یا در کانادا برنامه هایی مانند Universal Child Tax Benefit به حساب خانواده های دارای فرزند ماهانه مبلغی را بر اساس تعداد فرزندان و میزان حقوق خانواده، واریز می نمایند. سیستم مالیاتی در این کشورها به این صورت است که عموما مالیات بر درامد از هر فیش حقوقی کسر شده و در پایان سال تمام افراد موظف هستند توسط وکیل، نرم افزار یا شخصا فرم های مخصوص را پر کرده و میزان مالیات پرداختی خود را اصلاح کنند و مابه التفاوت ان را یا دریافت و یا پرداخت نمایند. غالبا خانواده های دارای سطح درامد متوسط به پایین و دارای فرزند در پایان سال میزان چشمگیری از مالیاتی که پرداخت کرده اند را بازپس می گیرند. به طور کلی پرداخت مالیات، هم مالیات بر درامد هم بر خرید، بخش قابل ملاحظه ای از حقوق را شامل می شود و بخش عمده درامد دولت را تشکیل می دهد. لذا شهروندان به عنوان مالیات دهندگان از دولت و کارکنان ان توقع خدمات عالی دارند. موارد متعددی دیده و شنیده ام که شخصی از یکی از کارکنان یک بخش مثلا ثبت احوال ناراضی بوده و کاملا طلبکارانه از او شکایت کرده، به این دلیل که حقوق پرداختی او را از مالیاتی که خود پرداخت کرده می داند و لذا او رر موظف به درست کار کردن.  در نتیجه عموما کارکنان کارشان را با تواضع و خوشرویی و با دقت کامل انجام می دهند.

ساختار شهری

تقریبا تمامی شهرهای بزرگ، بخصوص در امریکا، دارای ساختار مشابهی هستند. بدین شکل که برج های بلند و ساختمانهای چند طبقه در مرکز شهر، یا اصطلاحا Downtown، قرار دارند، و در اطراف تمامی خانه ها با ارتفاعی کم و عموما ویلایی ساخته می شوند. برخلاف تصور رایج که رسیدن به زندگی مدرن و مرفه غربی را مساوی با ساخت برج های سر به فلک کشیده می داند تمایل غالب مردم این کشورها به زندگی در خانه های ویلایی است که هم همسایگی خلوت تری دارند و هم دارای حیاط و فضای بازتری هستند. اصطلاح Downtown به این دلیل به مرکز شهر اتلاق می شود که چندین دهه پیش در منهتن نیویورک ساختمان سازی های وسیعی از قسمت جنوبی ان شروع شد (جایی که محل ورود مهاجرین از طریق راه ابی بوده و در واقع اولین صحنه ای بود که ان ها مشاهده می کردند و لذا مجسمه ازادی نیز در جزیره کوچکی در جنوب ان ساخته شد)، و در واقع شاید نمایشی از بزرگی و پیشرفت این کشورها بود. به تدریج این ساختمان سازی به قسمتهای شمالی شهر امتداد یافته و هم اکنون شهر به سه قسمت uptown, midtown, downtown تقسیم می شود. اما در شهرهای دیگر downtown لزوما در جنوب شهر قرار ندارد. شهر نیویورک در بین سایر شهرهای  امریکا ویژگی خاصی دارد چون به دلیل ساختار صخره ای ان درحدود ۶۰-۷۰ سال رقابت شدیدی بین صاحبان سرمایه برای ساخت بلندترین برج ها در ان صورت گرفت. هنوز هم در بسیاری از فیلم های امریکایی صحنه هایی از این برج ها، Times Square، و پل های فلزی بزرگشان را به رخ جهانیان می کشند. اما همانطور که ذکر شد این نمایش کاملی از زندگی مردم نبوده و ان ها عموما ترجیح می دهند در منازل ویلایی و بزرگ تر زندگی کنند. در ساخت غالب شهرها، چه بزرگ و چه کوچک، توجه کامل به ساخت خیابان ها و محل های عبور و مرور مناسب و دارای فضای باز شده است، و سایر امکانات مانند مراکز خرید، مراکز درمانی و ...وجود دارند. اما متاسفانه حتی در شهرهای تازه تاسیس خودمان دیده می شود که منازل چندین طبقه در کنارخیابان هایی تنگ ساخته شده و سال ها طول می کشد که امکانات رفاهی ، ان هم ناقص، به مردم ارایه شود. عموما در شهرهای حتی کوچک، بخصوص در امریکا، نسبت امکانات رفاهی به تعداد جمعیت به اندازه قابل ملاحظه ای بالاست. وجود علایم راهنمایی و رانندگی بسیار مناسب، خطوط خیابان ها، محل های مشخص و خط کشی شده برای پارکینگ و غیره در تمامی شهرها، چه کوچک و چه بزرگ، بسیار قابل ملاحظه است. ریختن زباله در سطح شهر،  پارک ها و بخصوص پارک های جنگلی ممنوع بوده و منجر به جرایم سنگین می شود. مثلا هنگام رانندگی از سمت سانفرانسیسکو به لس انجلس تابلویی در کنار جاده توجه من را جلب کرد که نوشته شده بود ریختن زباله برابر است با جریمه تا سقف ۱۰۰۰ دلار. یا در ویکتوریا تابلوی مشابه دیگری دیدم با ذکر جریمه ۲۰۰۰ دلاری. جالب انکه هنگام قدم زدن در یک پارک جنگلی به تابلویی برخورد کردم که جریمه ریختن زباله را ۱۰۰۰۰ دلار ذکر کرده بود.

خانواده در امریکا و کانادا

در این دو کشور فردگرایی نسبی وجود دارد اما نه به شدتی که عموما تصور می شود. بدین معنا که کمتر در خیابان چندین جوان یا پیر را می بینید که با هم در حال قدم زدن باشند یا در جایی ایستاده و در حال صحبت باشند. صحبت افراد با یکدیگر نیز در سر کار نسبتا محدود می باشد. به عنوان مثال در اولین برخوردهایم با همگروهی امرییکاییم معمولا با گرمی نوع ایرانی سلام و علیکی طولانی با او داشتم، اما عموما تنها جمله او در اول صبح گفتن how’s it going بود و در جواب احوال پرسی گفتن good! که البته من هم به این مکالمه کم کم عادت کردم. در کانادا احساس می شود که برخورد  مردم با هم بیشتر و همراه با صحبت طولانی تریست اما نه به گرمی برخورد ما ایرانی ها. در هر صورت در این ممالک هم خانواده نقش مهمی دارد و در مناسبت های مختلف پدر و مادرها در حال تفریح و بازی با فرزندانشان دیده می شوند. همچنین برخلاف تصور رایج، بخصوص در مورد امریکا، خانواده های بسیاری با دو، سه یا چهار فرزند هم دیده می شوند که بخشی از ان بدلیل سیاست های تشویقی دولت در قبال فرزنددار شدن است مانند معافیت های مالیاتی، کمک های ماهانه و ... . شخصا خانواده های بسیاری را دیده ام که به تربیت فرزند و وقت گذاشتن برای اواهمیت فراوانی می دهند. همانند ایران پدر و مادرهایی که فرزندانشان را برای بازی به پارک و مراکز تفریحاتی و یا کلاس های مختلف ورزشی و اموزشی می برند زیادند. همچنین کنترل فرزندان در استفاده از وسایل الکترونیک مانند تبلت، تلویزیون و ... در بعضی خانواده ها حتی به مراتب بیشتر از برخی خانواده های ایرانی صورت می گیرد . به عنوان نمونه یکی از اساتید دانشگاه پورتلند، که امریکایی نیز هستند، گفته بودند که تا هفت سالگی دخترشان تلویزیون را در منزل قطع کرده بودند. همچنین برنامه های بازی و تفریحی و در عین حال بسیار اموزنده (اموزش حیوانات، طبیعت، اشکال، صداها، رنگ ها، حروف الفبا و رفتارهای اجتماعی) برای کودکان در هر سنینی وجود دارد و والدین براحتی می توانند ان ها را در اختیار فرزندان خود گذارند:

کتب کودکان: عموما کتاب های کودکانه دارای مسایل و نکات واقعی و بسیار اموزنده است و حتی برای من و همسرم  گهگاه حاوی نکات جدیدی است. مثل کتاب هایی که حیوانات مختلف را همراه با عکس و حتی جنس پوست ان ها به بچه ها اموزش می دهند و یا کتاب هایی که در غالب داستان اموزش های رفتاری به کودکان می دهند. متاسفانه حداقل در دوره ما کتاب های کودکانه تنها به ساخت و پرداخت شعر های اهنگ دار بدون معنی خاصی اکتفا کرده و تنها شخصیتی خیالی مثلا از حیوانات ارایه می دادند مثل روباه مکار، گرگ درنده و شیر سلطان جنگل (البته اخیرا ملاحظه می شود که کتاب های فارسی خوبی برای کودکان به چاپ رسیده). با توجه به حجم عظیمی از کتب کودکانه بسیار اموزنده براحتی می توان بهترین ها را  به فارسی برگردانده و در اختیار والدین ایرانی قرار داد، و یا با مطالعه و ایده گرفتن از ان ها کتاب هایی اموزنده تر و متناسب با فرهنگ جامعه تولید کرد.

اسباب بازی های اموزشی: برندهای مشخصی مانند LeapFrog و VTech، kid discovery هستند که برای کودکان در سنین مختلف اسباب بازی های اموزشی تولید می کنند.

کارتون های اموزشی: سی دی ها و دی وی دی های اموزشی بسیاری هستند که در غالب انیمیشن، شعر و داستان مطالب اموزشی بسیاری را به کودکان منتقل می کنند مانند Wild Kratts، Baby Einstein، و غیره.

کتابخانه ها: کتابخانه ها از بارزترین و قوی ترین ابزار فرهنگ سازی  در امریکا و  کانادا می باشند. کتابخانه ها ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻣﺨﺘﻠﻒ در ﺷﻬﺮﻫﺎﻱ ﻛﻮﭼﻚ و ﺑﺰﺭﮒ ﻭﺟﻮد ﺩاﺭﻧﺪ و ﻋﻀﻮﻳﺖ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭاﻳﮕﺎﻥ و ﺑﺮاﺣﺘﻲ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ اﺭاﻳﻪ ﻛﺎﺭﺕ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ اﻣﻜﺎﻥ ﭘﺬﻳﺮ اﺳﺖ، و ﺗﻨﻬﺎ ﻫﺰﻳﻨﻪ دریافتی، هزینه ﺩﻳﺮﻛﺮﺩ در تحویل است. ﻛﺘﺎﺏ و CD  و DVD ﻫﺎﻱ ﻣﺘﻨﻮعی اﺯ ﻋﻠﻤﻲ و ﻣﺴﺘﻨﺪ گرفته ﺗﺎ ﺗﺨﻴﻠﻲ و ﺩاﺳﺘﺎﻥ و ... ﺑﺮاﻱ اﻣﺎﻧﺖ ﻣﻮﺟﻮﺩ می باشند. همچنین ﻣﻲ ﺗﻮاﻥ اﺯ طریق اﻳﻨﺘﺮﻧﺖ براحتی ﺗﻤﺎﻣﻲ ﻛﺘﺎﺏ ﻫﺎ و CD ها ﺭا ﺟﺴﺘﺠﻮ، ﺩﺭﺧﻮاﺳﺖ ﻭ ﻳﺎ ﺗﻤﺪﻳﺪ نمود. ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻛﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻫﺎ نیزﻳﻜﭙﺎﺭﭼﻪ اﺳﺖ و می توان ﻛﺘﺎﺑﻲ ﺭا از یک شعبه به امانت گرفته و ﺑﻪ ﺷﻌﺒﻪ ﺩﻳﮕﺮﻱ تحویل داد، و یا مثلا از طریق اینترنت درخواست کرد که کتاب یا CD خاصی به نزدیک ترین شعبه به شما منتقل شود. در کتابخانه ها ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﺘﻨﻮﻋﻲ اﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﺧﻮاﻧﻲ ﺑﺮاﻱ ﻛﻮﺩﻛﺎن اجرا می شود، و علاوه بر ان قسمتی از کتابخانه به کودکان تعلق دارد تا بتوانند در ان بازی های کودکانه و اموزنده کنند، با والدین خود کتاب بخوانند، نقاشی کنند و یا با کامپیوترهای موجود بازی های اموزشی انجام دهند. ﻣﺤﻴﻄ ﻛﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺁﺭاﻡ و ﺩﻟﭙﺬﻳﺮ بوده و امکانات مختلف از جمله سرویس های بهداشتی مرتب و تمیز و مناسب برای کودکان و بزرگسالان موجود است، همچنین ﻛﺘﺎﺑﺪاﺭاﻥ بسیار ﻣﻮﺩبانه و دوستانه با مراجعه کنندگان برخورد می کنند. محدودیتی نیز در امانت گرفتن وجود ندارد و افراد می توانند براحتی در قفسه ها بدنبال کتاب یا CD مورد نظر خود گشته و یا به کمک کامپیوترهای موجود محل قرار گرفتن ان ها را پیدا کنند. همچنین ﻛﺘﺎﺏ ﻫﺎﻱ اﺿﺎفی ﺑﺎ ﻗﻴﻤتی نازل در کتابخانه به فروش گذاشته می شوند. ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺎﺕ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺨﺼﻮﺹ ﻣﻮاﻗﻊ ﺗﻌﻂﻴﻞ نیز ﻣﻲ ﺗﻮاﻥ اقلام امانت ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺭا ﺩﺭ ﺻﻨﺪﻭﻕ ﻫﺎﻱ ﺗﻌﺒﻴﻪ ﺷﺪﻩ انداخته و تحویل داد. همچنین سالن کتابخانه (مانند بسیاری دیگر از مراکز اداری و خدماتی) با موکت پوشیده شده و احساس بیگانگی کمتری به مراجعین دست می دهد.

مالیات و نظارت بر آن

در امریکا و کانادا مالیات ها عموما شامل مالیات دولتی، ایالتی یا استانی و مالیات بر خرید می باشد که دو مورد اخر در هر ایالت متفاوت است. تمامی افراد موظفند که در پایان سال مالی (حدود ماه مارس) در فرمهای مخصوص، یا به کمک نرم افزاها و یا وکیل، تعداد افراد تحت تکفل از جمله تعداد فرزندان، تمامی درامدهای خانواده، مالیات های پرداخت شده، همراه با مبالغی که صرف امور درمانی، کمک به سازمانهای خیریه، کلاس های اموزشی فرزندان، و غیره را وارد کرده و به اداره مالیات گزارش دهند. در این فرم ها محاسباتی صورت می گیرد که مشخص می کند ایا فرد باید مالیات بیشتری در پایان سال پرداخت کند یا قسمتی از مالیاتی که قبلا پرداخت کرده می تواند بازپس  گیرد. از انجا که میزان مالیات به نسبت درامد و دخل و خرج افراد فرق می کند معمولا خانواده های کم درامدتر قسمت عمده ای از مالیات پرداخت کرده را پس می گیرند. سیستم کنترل مالیاتی ، و عموما کنترل در همه جا، بصورتی است که همه پرونده ها را تک به تک کنترل نمی کنند. تعداد محدودی پرونده رندوم یا به صورت دیگری انتخاب شده و ان پرونده ها به دقت بسیار بالا بررسی می شوند و اگر شخص اشتباهی کرده باشد یا در جایی دروغ گفتن باشد جرایم بسیار سنگینی متحمل می شود. به عنوان مثال گزارش های مالیاتی تعدادی افراد رندم انتخاب شده و بازرسی دقیق می شوند بدین معنی که مثلا رسید تمام خرج ها درخواست می گردد (مثلا در امریکا تا سه سال پس از ارایه فرمها انها ممکن است بازرسی شوند) و اگر فرد کاری غیر قانونی کرده باشد باید جریمه های متناسب و عمدتا سنگین بپردازد. به عنوان مثال در مدت اقامت در امریکا یکی از بازیگران مشهور بدلیل ارایه ندادن گزارش مالیاتی جریمه بسیار سنگینی شده و حتی فکر می کنم حکم زندان گرفت. این سیستم به دولت اجازه می دهد داده های بروز و کاملی از درامدهای افراد داشته باشد و همچنین خانواده ها نیز بر اساس درامدشان مالیات بپردازند. همچنین برنامه های تشویقی مانند کمک به خیریه ها، فرزنددار شدن و تربیت انها و غیره از طریق تخفیف های مالیاتی صورت می گیرد. البته در سیستم مالیاتی امریکا، مخصوصا، پیچیدگی های بسیار زیادی وجود دارد و وکلایی هستند که تخصصشان قوانین مالیاتی امریکاست که البته نقد ان در تخصص من نیست. ذکر این نکته نیز مهم است که سیستم مالی هر دو کشور بسیار شفاف است و مثلا حقوق دریافتی رییس دانشگاه پورتلند در مجله هفتگی دانشگاه ذکر می شد، یا در بریتیش کلمبیا با مراجعه به یک سایت می توان حقوق دریافتی تمامی کارکنان دولتی را ملاحظه نمود.

ایرانی ها و مسایل مذهبی

همانطور که ذکر شد فساد در این کشورها انطور که ممکن است تصور شود اشکارا نیست، و در اجتماع مردم به شکل عادی مشغول فعالیت و ارتباط با یکدیگر هستند. البته بسیاری از مسایلی که در جامعه ما فسق و فجور به حساب می ایند در این جوامع، طبق قوانین، ازاد است و لذا ایرانیان زیادی را می بینید که مثلا مشروبات الکلی می نوشند. سایر مسایل مانند کلوب های شبانه و ...نیز که فساد اور هستند وجود دارند اما این فساد معمولا در سطح شهر عادی نیست و مثلا کسی کنار خیابان مشروب نمی نوشد یا....  بخش عمده ای از ایرانیان  پایبند به اصول دینی و مذهبی بوده در مسجد و در مراسم دینی فعالیت می کنند و همچنین برنامه هایی برای تلاوت قران و تفسیر و انجام بحث های دینی در منازل خود ترتیب می دهند. نکته مهم اینست که دیدگاه های افراد مذهبی در این کشورها معمولا به خاطر مشاهده زندگی مردم دیگر فرهنگ ها باز بوده و توقع انها از حل مسایل دینیشان توسط علما بیشتر است. بدین معنا که مثلا صرف دانستن حلال یا حرام بودن چیزی انها را اقناع نمی کند و عموما سوال می شود که بر مبنای کدام ایه و حدیثی فلان چیز حرام است و یا حلال. دلیل ان هم اینست که در این جوامع دسترسی به اطلاعات، مقالات و.... بسیار سهل و سریع بوده و هر شخص حق دارد در هر مساله ای چرایی ان را بپرسد. به عنوان نمونه در زمان بارداری همسرم در امریکا بنده تمامی اطلاعات پزشکی مربوطه را نه از طریق سایت های عمومی بلکه از مقالات تخصصی چاپ شده در ژورنال های معتبر اخذ کرده و سوالات بسیاری از پزشکان و متخصصان بیمارستان می پرسیدم و انها نیز بدون کوچک ترین واکنشی منفی پاسخ می دادند. لذا غالب ایرانیان و به طور عموم مسلمانان در امریکا یا کانادا نیازمند برخورداری از استدلال های قوی دینی هستند و بیان داستان های بدون ماخذ و یا تعریف خواب با واکنش منفی انها مواجه می شود. در مقابل اندیشه ها اتییستی و ضد دینی در بین بسیاری از مردمان این جوامع طرفدار دارد و تحقیقات وسیع و گسترده ای برای بیان استدلالات قوی و جدا کردن مردم از دین صورت می دهند. متاسفانه در مقابل تشکیکاتی که این اندیشه ها بوجود می اورند تنها تعداد معدودی از اندیشمندان مسلمان و ان هم عمدتا مستقل پاسخ مناسب را می یابند و نقش حوزه و علما در این زمینه کم رنگ است. باید توجه داشت که سوالات و تشکیکات کفار در این زمان با سوالات بت پرستان در زمان پیامبر (ص) متفاوت است. اینها عموما سعی در نشان دادن توانایی بشر در حفظ و گسترش اخلاق در جوامع بدون نیاز به دین دارند و همچنین از علم، که نظریه تکامل و انفجار بزرگ را تایید می کند، استفاده ابزاری گسترده ای می نمایند.

 مسیحیان

عمده مسیحیانی که برخورد داشته ام قایل به سه خدایی هستند و باور دارند همینکه فرد اعتقاد پیدا کند که مسیح برای پاک کردن گناه مردم به صلیب کشیده شده بهشتی می شود. در غیر اینصورت هر قدر هم کار خوب کند وضع ان دنیایش خوب نیست. همچنین اسلام را به عنوان دین نمی شناسند چرا که مسیح را اخرین پیامبر می دانند. اما بسیاری از مسیحیان معتقدشان را از جهات اخلاقی، راست کرداری و برخورد خوب بسیار عالی دیدم و این برای خود من بسیار اموزنده بود.

استفاده از اینترنت

 اوایل ورود به امریکا برای من سوال های متعددی از پیدا کردن فروشگاه های مختلف گرفته تا اجاره خانه و غیره پیش می امد، و این سوالات را معمولا از همگروهی امریکایی خود می پرسیدم. ولی عموما هر سوالی از او پرسیده می شد بلافاصله شروع به جستجو در اینترنت می کرد و از ان طریق پاسخ می داد. در طول این زمان مشاهده کردم که واقعا اینترنت به عنوان ابزاری بسیار مهم و کارامد در این جوامع به شکل مفید استفاده می شود و زندگی مردم شدیدا به ان گره خورده است. به عنوان نمونه در شهر پورتلند هنگام رفت و امد با وسایل حمل ونقل عمومی، مسیر و زمان رسیدن اتوبوس و قطار شهری را به هر ایستگاه از طریق اینترنت می توان چک کرد. تمامی سازمان ها، شرکت ها، دانشگاه ها و...وبسایت های بسیار کامل و بروزی دارند و می توان اطلاعات مورد نیاز از جمله مشخصات کامل کارکنان و مدیران، داده ها و ...را استخراج نمود. حتی مغازه های کوچک نیز دارای وبسایتی مناسب هستند. بهترین راه پیدا کردن خانه و اتوموبیل جهت خریداری یا اجاره استفاده از اینترنت است. همچنین غالب خریدهای روزمره، مانند وسایل خانه، اسباب بازی، وسایل الکترونیک و غیره را براحتی می توان به شکل انلاین انجام داد و نظرات صدها و شاید هزاران نفری را که ان کالا را خریداری نموده اند بررسی کرد. در کنار ان شخصا اطلاعات زیادی در مورد نحوه تعمیر اتوموبیل با مشاهده ویدیوهایی که افراد مختلف در YouTube اپلود کرده اند، گرفته ام که کمک عمده ای به صرفجویی در هزینه های جانبی خودرو داشت. یکی از دوستان ایرانی هم توانست با کمک گرفتن از اینترنت اشپزخانه منزل خود را  کاملا تغییر مدل دهد. در همین راستا بایستی به اهمیت سیستم پستی بسیار کارامد و فعال در ارسال درست و به موقع اقلام خریداری شده  اشاره کرد. هزینه اینترنت خانگی، با سرعت حدودا ۱۰-۳۰ مگابایت در ثانیه، ماهانه در حدود سی تا هفتاد دلار می باشد و با پرداخت مبلغی بیشتر می توان به سرعت های بالاتر دسترسی داشت. در هر دو کشور امریکا و کانادا عمدتا دو الی سه شرکت اینترنتی و مخابراتی بزرگ فعال هستند که با همدیگر رقابت شدیدی داشته و با ارایه خدمات بهتر و تخفیف های ویژه سعی در جذب مشتریان دارند.

سرمایه داری، شرکت ها و بانک ها

بدلیل وجود سیستم سرمایه داری در این کشورها، بخصوص در امریکا، عموما شرکت ها و فروشگاه های بسیار بزرگی فعالیت می کنند. رقابت شرکت های کوچک و مغازه های شخصی با این سازمان ها که دارای سرمایه های هنگفت، نیروهای بسیار متخصص و مدیریت قوی هستند بسیار مشکل و در واقع غیر ممکن است. غالب مردم با مراجعه به  فروشگاه های بزرگ خرید های روزمره و عمده خود را صورت می دهند. از مزایای این سیستم اینست که خرید برای مردم راحت تر است، قیمت ها ثابت هستند و به دلیل وجود سیستم رقابتی معمولا تخفیف های عمده ارایه می گردد. همچنین تولید کنندگان و شرکت های عمرانی دارای اعتبار بالایی بوده و نیز مسوولیت زیادی در قبال تامین کیفیت کالاهای تولید شده و یا خدمات عمرانی ارایه شده دارند، و قانون نیز حقوق مشتریان و وظایف شرکت ها را بخوبی و شفاف مشخص کرده است. لذا مثلا اگر گزارش شود که فلان شرکت اتوموبیل سازی قوانین محیط زیستی را درست رعایت نکرده، ان شرکت ضمن پرداخت جریمه موظف است تمامی اتوموبیل های ساخته شده در ان کلاس را بازپس گرفته و مشکل را اصلاح کند یا به مشتریان جریمه دهد. یا قانون به مشتری این حق را می دهد که برای مدتی، عموما یک تا سه ماه، کالای خریداری شده را به فروشگاه بازپس دهد. از طرف دیگر کارکنان، از یک فروشنده تا مدیر فروشگاه و یا مدیر شرکت، مالکیتی در ان مجموعه نداشته و استخدام سرمایه دار یا مالک مجموعه هستند. این سیستم نقاط ضعف عمده ای نیز دارد از جمله اینکه افراد پولدار پولدارتر می شوند و اکثریت مردم برای انها کار می کنند، و همچنین شرکت ها و بانک ها قدرت و نفوذ بسیار زیادی داشته و می توانند با در اختیار گرفتن رسانه ها در جهت دهی افکار عمومی و خط مشی دولت موثر باشند، بخاطر منافع بیشتر، در کشورهای فقیر جنگ راه بیاندازند و برای فروش بیشتر، مصرف گرایی را بشدت تشویق کنند. لذا عملا تعطیلات مهم رسمی مانند کریسمس زمانی است برای تبلیغات گسترده ان ها، حراج کالاها و سرازیر شدن مردم برای خرید از فروشگاه ها. استاد امار ما ذکر می کرد که بر روی پروژه ای مشغول بود که در ان به چرخ خرید مشتریان سنسوری متصل شده و مسیر حرکت انها، صرفنظر از نام شخص، ثبت شده بود. وظیفه استاد بررسی اماری داده های مسیر و مشخص کردن نقاط مناسب برای قرار دادن کالاهای تبلیغاتی بوده است. ولع زیاد برای فروش حداکثری و کسب درامد، مشکلات بسیاری  برای خود این کشورها و همچنین سایر ممالک ایجاد می کند. بخصوص در کشورهای جهان سومی، این شرکت ها می توانند از عدم وجود قوانین کافی و فساد سیستم اداری براحتی سو استفاده کرده و با رشوه دادن به افراد کلیدی پروژه های عمده را بدست گیرند. با توجه به شروع روند ارتباط با غرب، این مساله برای ایران بسیار جدی و مهم است چراکه این خطر هست که با نظارت ضعیف سرمایه های ملی بلعیده شوند (در طرف مقابل، ارتباط گسترده با مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی غرب می توانذ تاثیرات بسیار عمیق و بلندمدتی در پیشرفت پایدار کشور داشته باشد).

خرید اجناس دست دوم

در هر دو کشور امریکا و کانادا خرید و استفاده از اجناس دست دوم نه تنها بین اقشار کم درامد بلکه بین رده متوسط جامعه هم رایج است، و در نتیجه هم در استفاده از اجناس اصراف کمتری می شود و هم افراد کم درامدتر توانایی تهیه اسباب و اثاثیه مورد نیاز خود را براحتی پیدا می کنند. البته بدلیل رفاه نسبی و قدرت خرید بالای مردم و همچنین تبلیغات وسیع برای خرید از فروشگاه ها، معمولا اجناس دست دوم با کیفیت بسیار خوب یافت می شوند. وبسایت های شناخته شده ای وجود دارند که در انها هر شخص که از وسیله ای، به هر دلیل، استفاده نمی کند می تواند به رایگان عکس و مشخصات ان اگهی کرده و برای فروش بگذارد. همچنین فروشگاه هایی مانند Goodwill در امریکا و Thrift store در کانادا هستند که افراد اجناس خود را به انها هدیه یا صدقه Donate می کنند، و این فروشگاه ها اجناس را به قیمت بسیار پایین به فروش می گذارند و درامد ان را صرف کمک به نیازمندان یا بیماران می کنند. اگر چه در این کشورها قیمت اقلام فروشگاه ها ثابت بوده و جای چانه زنی نیست، در خریدهای شخصی، مثل خرید اتوموبیل دست دو و مشابه ان، می توان پیشنهاد قیمت پایین تری را مطرح کرد. البته صاحب کالا حق دارد ان پیشنهاد را قبول، رد و یا مبلغی مابین انها را قبول کند و چانه زنی های رایجی که در فرهنگ ما وجود دارد مقبول نیست.

دیدگاه‌ها   

0 #1 website traffic tool 1396-04-29 19:39
How to get traffic to your site [youtube]https://www.youtube.com/watch?v=86COMT8JE_c[/youtube]
this application is incredible
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید