هدف من در این نوشتار بیان مشاهداتی است که در امریکا و کانادا از سبک زندگی مردم این دو کشور در طی حدود  هفت سال اقامت در آن ها داشته ام.  دلیل این کار اینست که در مدت زندگی در ایران، اطلاعات پراکنده و حتی غلطی از طرز زندگی در غرب از طریق ماهواره، تلویزیون، فیلم های خارجی و .... دریافت کرده ام، و لازم می دانم انچه را که دیده ام برای کسانیکه فرصت سفر پیدا نکرده اند به اشتراک بگذارم. ضمنا تاکید می کنم که این متن صرفا از دید شخصی من است و در برخی موارد ممکن است عمومیت پذیر نبوده و همچنین خالی از اشکال هم نباشد. علاوه بر این قسمت عمده متن به بیان مشاهدات از نکات مثبت این جوامع، که به نظر بنده باعث رشد و پیشرفت ان ها شده، اختصاص دارد در حالیکه نقاط منفی بسیاری نیز در این کشورها وجود دارد که اخبار ان کمابیش به گوش می رسد. لذا به هیچ وجه نباید از این متن برداشتی رویایی از زندگی در خارج داشت و آن را عاری از عیب و ایراد دانست.

 

زندگی غربی، در دوره های مختلف تاریخی، برای ما ایرانیان چه روشنفکران و دگر اندیشان و چه محافظه کاران و سنتی گراها، چه بی دینان و چه مذهبیان و از همه قشر مهم و تاثیر گذار بوده. برای عده ای مقصد امال و ارزوها و برای عده ای محفل کفار و مفسدان. عده ای هر انچه در غرب دیده یا شنیده اند را ایده ال پنداشته و عده ای هر که را به این ممالک سفر کرده اند خود فروش و لاابالی خوانده اند. و متاسفانه نه فیلم های خارجی تصویر درستی از زندگی در غرب نشان می دهند، نه ماهواره ها، نه تلویزیون دولتی خودمان و نه حتی بعضی هموطنانی که به این کشورها سفر کرده اند، چراکه خواسته یا ناخواسته سعی در بزرگ یا کوچک کردن آن ها داشته اند. به عقیده نویسنده بررسی موشکافانه تر عوامل پیشرفت، و انحطاط، در غرب می تواند به برنامه ریزی بهتر برای توسعه ایران، که به دلایل مختلف سیاسی و فرهنگی و ... از مدرنیته عقب مانده است، کمک کند. این نوشتار به سه بخش علمی، اجتماعی و فرهنگی تقسیم شده و بخش حاضر به بیان برخی مسایل فرهنگی می پردازد.

استفاده از منابع طبیعی و آبی

پارک های جنگلی فراوانی در سراسر امریکا و کانادا وجود دارند بخصوص در شمال غربی در اورگان، واشنگتن و بریتیش کلمبیا. معمولا هنگام قدم زدن در این پارک ها مشاهده می کردم که تنه درختان بدلیل فرسودگی یا وزش باد کنده شده و روی زمین افتاده ولی انها را از پارک خارج نمی کنند. در حالیکه این پارک ها عموما رسیدگی شده و دارای امکانات خوبی هستند مثل مسیرهای مشخص برای قدم زدن و دویدن، امکانات Camping، Nature House که در ان مردم را با طبیعت و حیوانات اطراف اشنا کرده و اطلاعات بسیار اموزنده ای برای حفاظت از ان ها در اختیار عموم قرار می دهند و .... پس از مدتی متوجه شدم که دلیل نگهداشتن درختان حفظ چرخه اکولوژیک و عدم دستکاری در طبیعت است. در این کشورها فرهنگ سازی، آموزش و آشنایی مردم با طبیغعت و حیوانات نه با شعار و نصیحت بلکهدر عمل و در سطحی گسترده و منظم صورت می گیرد. مثلا در خود طبیعت و جنگل با قرار دادن تابلوهای اموزشی مختلف و فراهم کردن بازی هایی آموزشی و متناسب برای کودکان، فعالیتی وسیع برای اشنایی عموم با طبیعت و مراقبت از ان انجام می شو. در همین راستا کتاب ها و فیلم های اموزشی متعدد وجود دارند و از کودکی تا بزرگسالی مردم با انها برخورد دارند.همچنین در باغ وحش ها، علیرغم محدود کردن حیوانات، حیوانات را نه در قفس بلکه در شرایطی مانند شرایط طبیعی نگهداری می کنند (مثلا در فضایی نسبتا باز با پوشش گیاهی، که بازدیدکنندگان می توانند داخل را از پشت شیشه تماشا کنند) و همچنین اموزش های متنوعی در مورد زندگی و رفتار حیوانات و خطراتی که انها را تهدید می کنند داده می شود. لذا در این ممالک غالبا رابطه انسان با حیوانات بسیار دوستانه است، وعامه مردم حتی کودکان اطلاعات نسبتا بالایی راجع به طبیعت و حیوانات دارند.  مثلا به یاد دارم که غازهای بسیاری در نزدیکی مرکز شهر پورتلند کنار رودخانه Willamett زندگی می کردند و مردم کوچکترین مزاحمتی برایشان ایجاد نمی کردند. یا در ویکتوریا‌، مثل پورتلند و شهرهای دیگر، آهو های فراوان و موجودات دیگری مانند خرگوش در سطح شهر و در دانشگاه دیده می شوند، و رانندگان ممکن است مدتها در خیابان توقف کنند تا اهوان براحتی عبور نمایند. در کنار آن توجه و ویژه ای به حفظ منابع آبیشان صورت می دهند مثلا در پورتلند که عموما هوا ابری و بارانیست و فقط در تابستان و اواخر بهار می توان خورشید را دید، علی رغم آن تقریبا تمام شیرهای اب در ساختمان های عمومی دارای چشم الکترونیک بوده بوده و با فشار متوسط رو به کم مخلوط اب و هوا را خارج می کنند که باعث کاهش شدید اتلاف ان می شود. یا مثلا در شمال شهر ونکوور که متوسط بارش نزدیک به ۳۰۰۰ میلیمتر در سال است (متوسط بارش در ایران ۲۵۰ میلیمتر است) مشاهده کردم که درختان کنار خیابان را به صورت قطره ای ابیاری می کنند. اینها تنها چند نمونه از توجه بسیار زیاد این دو کشور به منابع طبیعی و منابع ابی خودشان است. حفاظت از منابع طبیعی و منابع ابی جز با جمع اوری و پردازش داده های کامل و کنترل کیفی شده ممکن نیست. در اینجا مسوولان پارک های جنگلی امار تمام حیوانات را جمع اوری کرده و در اختیار عموم قرار می دهند: مثلا اینکه تعداد خرس های سیاه در پارک Yellowstone  چقدر است، یا چند ماهی Salmon از اقیانوس وارد Goldstream شده اند (جالب اینکه کسی اجازه شکار این ماهی ها، که برای تخم ریزی وارد رودخانه می شوند، را ندارد تا چرخه طبیعت حفظ شود). در ایران، و البته در همین کشورها، متاسفانه هزینه های هنگفتی صرف طرح های سازه ای برای استخراج و انتقال اب می شود در حالیکه با صرف هزینه های به مراتب کمتری می توان مصرف اب را بهینه کرد، اموزش عمومی را بالا برد، و انچه طبیعت در اختیار ما قرار داده را محافظت نمود، و این به توسعه پایدار نزدیکتر است. بسیار تعجب برانگیز است که در کشوری که دچار کمبود اب است، منابع ابی زیرزمینی به سهولت استخراج و صرف ابیاری چمن در فصل گرما می شود و از انطرف طرح های کلانی مثل انتقال اب دریاچه خزر به مرکز ایران و شیرین کردن ان ارایه می گردد (لازم بذکر است که ایالت کالیفرنیا در کنار اقیانوس قرار دارد و شاید بزرگترین قطب کشاورزی در امریکاست، و در این چند سال دچار خشکسالی عمیقی شده، با اینحال تاکید بیشتر بر بهینه سازی مصرف اب،  تغییر نوع پوشش گیاهی، کاهش قابل توجه پوشش چمنی، و راه هایی برای کاهش تبخیر صورت می گیرد. چرا که طرح های پرهزینه ای مانند اب شیرینکن ها علیرغم کاربرد شعاری بالا، نمی توانند جوابگوی بحران باشند (و تنها بخش کوچکی از یک راه حل جامع هستند.). در سفر اخیرم به ایران بسیار برایم تاسف برانگیز بود که می دیدم در میانه روز و هوای گرم کارگران شهرداری با شلنگ مشغول ابیاری فضای سبز خیابان ها و پارک ها هستند، شیرهای عمومی اب اکثرا دستی و خیلی هاشان چکان چکان، شیلنگ های اب جاری در وسط پارک ها رها و ...و مدیران با افتخار صحبت از انتقال اب دریای عمان به کرمان می کنند و هزینه های هنگفت احداث و مخصوصا بهره برداری از آن و همچنین صدمات محیط زیستی را فاکتور می گیرند. همچنین سفر به چالوس که انچه بیشتر می دیدم نه طبیعت و ساحل زیبا بلکه مغازه (که ظاهرا برندهای معروف هم جا پای خوبی باز کرده اند)، تعمیرگاه، ساختمانهای مرتفع در نزدیکی ساحل که دید دریا را برای عموم بسته اند و حریم دریا را مختص خود کرده اند در حالیکه  قطعا این فضا به عموم تعلق دارد...در کنار رانندگی های بسیار بد و وحشیانه و خیابان های خراب و پر دست انداز، سواحلی که به قلیان کشی اختصاص داده شده اند و ....یا وقتی به دیدن دریاچه خلیج فارس در تهران رفتم و دیدم برج های مرتفع مثل قارچ دور تا دور ان سر به اسمان کشیده اند و دیگر به سختی می توان از انجا حتی کوه را دید. محیطی که باید ارامش زا باشد به دور از شلوغی شهر، متاسفانه ساختاری شبیه به مرکز شهر پیدا کرده همراه با ترافیک و دود و .... به تدریج نیز فاضلاب این برج ها وارد دریاچه شده و ان را به محیطی آلوده تبدیل می کنند. تمام اینها نشاندهنده مدیریت های ضعیف، از نوع انتصابی، بوده و اینکه قانون درست وجود ندارد و با داشتن سرمایه مالی به راحتی می توان حق عموم در دسترسی و استفاده از طبیعت را پایمال کرد. که مثال مشابه ان دادن مجوز به مدارس غیر انتفاعی در محیط های ارام و مسکونی از طرف وزارت اموزش و پرورش است که هیچگونه ملاک های الودگی صوتی، فضای مناسب اموزشی و .‌‌‌.. را در نظر نمی گیرند و صرفا با گرفتن مبلغ کافی مجوز مربوطه را صادر کرده و اسباب ناراحتی همسایگان را فراهم می کنند.

ادب و برخورد اجتماعی مردم

از ویژگی های بارز مردم عدم دخالت در زندگی شخصی دیگران و رعایت حقوق شهروندی است. عموما هیچ فرد عادی و هیچیک از کارکنان سازمان ها سعی در کنکاش و پرسش از مسایل شخصی و خصوصی دیگران ندارد. حتی خیره نگاه کردن به دیگران در هر حالتی، بجز صحبت رو در رو، زشت تلقی می شود. رعایت نظم و ترتیب به شدت مورد توجه است، مثلا هنگام مراجعه به بانک ها، ادارات، و بسیاری از مراکز عمومی دیگر دیده می شود که نوارهای موازی برای تشکیل صف کشیده شده، و یک تابلو به فاصله چند قدم دورتر از باجه نصب شده تا مشتریان پشت ان صف را تشکیل دهند و کارمند مربوطه بتواند با مشتری جلوی باجه و بدون مزاحمت دیگران صحبت کند و کارش را راه بیندازد. رعایت نکردن نوبت و صحبت با فرد پشت باجه حتی برای کاری کوچک از خارج صف عموما باعث ناراحتی و ایجاد دید منفی نسبت به فرد می شود. سلام و احوال پرسیی که در این جوامع صورت می گیرد معمولاً به گرمی احوال پرسی مردم ایران نیست. از دیگر عادات مردم باز نگه داشتن در هنگام عبور برای افراد پشتی، لبخند زدن و سلام یا صبح بخیر گفتن افراد در خیابان به هنگام عبور از کنار هم، عذر خواهی بهنگام عطسه، عذرخواهی برای سد کردن راه افراد یا کوچکترین تنه به کسی بخصوص در جاهای شلوغ مثل فروشگاه ها، رعایت فاصله فیزیکی از دیگران هنگام عبور و مرور و همچنین صحبت مودبانه و بدون تندی و کنایه، بخصوص نسبت به مشتریان است. شخصا، بخصوص در محیط کاری، موارد بسیار اندکی سراغ دارم که شخصی مشغول غیبت کردن کسی شود، یا به کسی تهمتی زند و یا سربه سر فردی گذاشته و او را مسخره کند و دلیل ان عمدتا نه مسایل مذهبی بلکه نیاز به رعایت این موارد برای داشتن محیط کاری حرفه ایست. نکته مهم در کار اینست که برای اشتغال، فرد نیازمند فرستادن رزومه و سوابق کاریست و باید با سایرین رقابت کند، مثلا در پورتلند برای دو موقعیت کاری به عنوان مسوول (منشی) امور اداری و دانشجویی دپارتمان عمران دانشگاه از حدود ۲۰۰ نفر متقاضی مدارک دریافت نموده بودند. در کنار ان اموزش های لازم به شخص، چه به عنوان منشی و چه مدیر، داده می شود. لذا برخورد کارکنان، مخصوصا فروشندگان و کارکنان اداری، با مشتریان بسیار خوب و مودبانه و حرفه ای می باشد. همچنین مدیر یک سازمان مانند سایرین سعی و تلاش بسیاری برای انجام درست کار خود و رعایت اخلاق و ادب دارد چراکه می داند ان موقعیت دایمی نیست و ممکن است پس از پایان دوره، شخصی لایق تر جایگزین او شود و همچنین استخدام بعدی او بستگی به کیفیت کاری گذشته اش دارد و او مدیرش مادام العمر نیست. مساله قابل توجه دیگر مطالعه زیاد مردم است. فکر می کنم ذکر این نکته کافیست که بی خانمان های متعددی را دیده ام که در کنار خیابان ها نشسته و مشغول مطالعه بوده اند.

ورزش و طبیعت گردی

علاقه مردم، هم مردان و هم زنان، به ورزش بسیار قابل توجه است. عموما در سطح شهر، کنار سواحل اقیانوس یا رودخانه ها، پارک ها و غیره افراد زیادی با سنین مختلف و در حال دویدن  و قدم زدن دیده می شوند. همچنین سالن های ورزشی بسیاری وجود دارند که در انها افراد مختلف در حال دویدن روی تردمیل هستند (بسیاری از ورزشگاه ها پنجره های بزرگ رو به بیرون دارند و از انها می توان افراد را در حال دویدن دید). بخصوص در دانشگاه ها یک یا چند مجموعه ورزشی در ساختمان های چند طبقه همراه با امکانات مختلف وجود دارد مانند ورزش های توپی، شنا، صخره نوردی، بدنسازی، و غیره. دانشجویان معمولا در هر ترم هزینه هایی اجباری می پردازند که بخشی از ان مربوط به استفاده این مجموعه هاست. از دیگر نکات جالب علاقه زیاد مردم به Hiking و Camping است. پارک های جنگلی بسیار زیادی مخصوصا در شمال غربی امریکا و غرب کانادا وجود دارند که دارای محل های مشخصی برای Camping می باشند. همچنین تمایل زیادی برای استفاده از دوچرخه در رفت و امدهی روزمره وجود دارد. به عنوان نمونه در محلی که کار می کنم اکثر کارکنان با دوچرخه به سرکار می ایند. حتی در شرایط بد اب و هوایی نیز بسیاری کماکان، با پوشیدن بادگیر و لباس های ضد اب، با دوچرخه رفت و امد می کنند. به دلیل همین ویژگی است که عموما افراد در این دو کشور، از زن و مرد، دارای اندامی چالاک هستند و پیرزنان و پیرمردانشان هم با سلامت کامل  و سرحال در حال قدم زدن دیده می شوند.

فرهنگ رانندگی

در مورد رانندگی خوب این جوامع سخن فراوان گفته شده و در اینجا سعی می کنم از زاویه های دیگری به این مساله بپردازم. پرداخت جریمه های سنگین در صورت تخلف تنها یکی از عوامل کنترلی است و میزان ان در وبسایت های راهنمایی و رانندگی ایالت های مختلف برای هر مورد ذکر شده. تخلفات رانندگی همچنین در رکورد شخص ثبت می شود و به عنوان نمونه باعث می گردد که تخفیف های بیمه اتوموبیل برای مدتی شاملش نشود. برخی تخلفات سنگین تر مانند رانندگی در حال مستی یا سرعت بسیار زیاد ممکن است  در وضعیت کاری و استخدامی شخص نیز تاثیر منفی می گذارد. اما عوامل دیگری نیز در رعایت رانندگی درست در این جوامع دخیل هستند و عموما رانندگی در این کشورها همراه است با تاکید جدی و بدون تعارف بر رعایت حق تقدم ها، اشنایی و رعایت علایم رانندگی و سایر قوانین راهنمایی و رانندگی. امتحان رانندگی شامل یک امتحان کتبی است که نیازمند مطالعه کتابی نسبتا مفصل در مورد رعایت احتیاط در رانندگی، رعایت حق تقدم و شناخت قوانین است. بخش عمده امتحان عملی نیز نشان دادن توانایی در رعایت کامل قوانین، رانندگی محتاطانه و بی خطر و رعایت حق تقدم است، و تنها قسمتی از ان به قول ما به داشتن دست فرمان خوب اختصاص می یابد، ضمن اینکه اکثر اتوموبیل ها دنده اتوماتیک می باشد. دوستان و اشنایان متعددی که در ایران بیش از ده سال رانندگی می کردند در امتحانات عملی چندین بار رد شدند، نه  به خاطر دست فرمان و رانندگی ضعیف بلکه بدلیل عدم رعایت دقیق اصول حاکم و رانندگی کاملا محتاطانه. در این جوامع زدن بوق بی مورد، چراغ زدن برای گرفتن راه، و در کل رعایت نکردن حق تقدم ها بسیار زشت و بی ادبانه تلقی شده و با واکنش تند سایر رانندگان مواجه می شود. بارها ملاحظه کرده ام هنگامیکه عابر پیاده و یا اتوموبیلی به دلایلی باعث کندی حرکت و یا توقف سایر اتوموبیل ها شده، سایر رانندگان بدون بوق زدن و واکنش های دیگری تنها محترمانه صبر کرده تا مسیر حرکت دوباره ازاد شود. نکته بسیار مهم  دقت کامل در قرار دادن علایم رانندگی در تمام خیابان های اصلی و فرعی است که در تمام شرایط تکلیف راننده را برای تنظیم سرعت، ایست کامل، پارک و غیره روشن می کند. رعایت نکردن هر کدام از این علایم ریسک جریمه شدن را بالا می برد، از جمله سرعت بالای ۳۰ کیلومتر در ساعت در نزدیکی مدارس، عدم ایست کامل در تقاطع ها جایی که تابلوی ایست نصب شده، عدم رعایت سرعت های مجاز درکوچه ها، خیابان ها و اتوبان ها، پارک اتوموبیل در کوچه هایی که تابلوی مخصوص پارک اهالی منطقه نصب شده و ...این دقت و توجه ویژه در استفاده از علایم سهمی عمده در ایجاد نظم و ترتیب در این جوامع دارد (به نحوی که یک تابلوی غلط ممکن است در رادیو و تلویزیون خبرساز شود). اصولا به نظر می رسد با ارایه قوانین شفاف، علایم رانندگی کامل، و اجرای جدی قوانین همراه با فرهنگ سازی توانسته اند حمل و نقل بسیار امن تر و بهتری ایجاد نمایند. مثال دیگر اینکه در کلمبوس اوهایو شب هنگام برق برخی مناطق قطع شده بود، و من در حال رانندگی به چهارراهی رسیدم که چراغ راهنمایی ان از کار افتاده بود. در کمال تعجب دیدم که، بدون وجود پلیس، رانندگان به ترتیب و بسیار منظم از چهارراه عبور می کردند بدون اینکه هیچ خللی در رفت و امد ایجاد شود یا به قول معروف  ترافیک پیچ بخورد، و بدون کوچک ترین بوقی. از انجا که منزل ما به چهارراه نزدیک بود دوربین را از داخل منزل برداشته و از ان صحنه شروع به فیلمبرداری کردم. جالب اینکه پس از چند دقیقه مشاهده کردم که یک ماشین اتش نشانی در یکی از خیابان های منتهی به چهار راه در حال نزدیک شدن است اما بدون هیچگونه اژیری و تنها با نمایش چراغ مخصوص چشمک زن خود. بلافاصله تمامی اتوموبیل ها در ان خیابان به سمت راست متمایل شده و راه را برای عبور ماشین اتش نشانی باز کردند و در مدت بسیار کوتاهی توانست از ترافیک و چراغ راهنمای از کار افتاده عبور کند. وقتی این موضوع را برای یکی از دوستان امریکایی خود توضیح دادم واکنش او بسیار عادی بود چرا که  رانندگان باید همینکار را می کردند چون قانون همین را گفته. هنگام دیدار از ایران پس از چندین سال اشکالات زیر در رانندگی ها بسیار مشهود بود: در صورت رعایت حق تقدم ها و دادن مسیر به ماشینی و یا رعایت سرعت های مجاز رانندگان پشتی شروع به بوق زدن می کنند، رانندگان اتوموبیل های گرانقیمت با غرور خاصی تمام مسیر را مختص خود می دانند و براحتی جلوی اتوموبیل های دیگر می پیچند همچنین پرایدها و تاکسی ها، علایم خیابان ها ناقص و در خیلی موارد غلط است و تابلوهای خروجی ها بعد از خروجی قرار دارند که این خود باعث عکس العمل سریع راننده و ایجاد تصادف می شود، حتی خیلی از خیابان ها خط هم ندارند، بسیاری از علایم هم کارایی خاصی ندارند مثلا در اکثر جاها پارکینگ طبقاتی وجود ندارد و راننده اگر کاری داشته باشد در خیابان های شلوغ چاره ای جز پارک دوبل یا پارک در محل پارک ممنوع ندارد، حق تقدم ها، مثلا هنگام ورود از اصلی به فرعی یا ورود به میدان یا ....، به هیچ وجه رعایت نمی شود و به اصطلاح باید راه را گرفت (که در امریکا یا کانادا شدیدا مزموم و زشت تلقی نمی شود)، همچنین وضعیت رانندگی و خیابان ها و علایم در شهرهای کوچک تر به مراتب بدتر از شهر بزرگی مانند تهران است، علاوه بر این رانندگان پشتی اگر بخواهند سبقت بگیرند شروع به بوق زدن یا نور بالا زدن می کنند که این کار هم در این کشورها زشت تلقی نمی شود مگر اینکه راننده ای در لاین سرعت با سرعتی که به طور محسوس از سرعت مجاز کمتر است حرکت کند و مسایل دیگر. علی رغم این بعضا دیده می شود که با قوانین محکم و نظارت خوب رانندگی ها در برخی اتوبان ها بسیار بهتر از جاهای دیگر است مانند پل صدر.

فساد و فرهنگ پوشش

در مورد فساد در غرب صحبت های بسیاری شده و اصولا تصویری که از یک فرد عادی در غرب ممکن است متصور شود فردی است شهوت ران، بی حیا و بدنبال مسایل جنسی، خیانت به همسر و ...البته این دیدگاه با توجه به مسایل جنسی فراوان در فیلم های امریکایی و عموما غربی و همچنین دیدن برنامه های ماهواره بسیار تقویت می شود. اما این دیدگاه درست و کاملی از زندگی مردم امریکا و کانادا نیست. قطعا فساد در این جوامع زیاد است و مخصوصا بزرگ کردن فرزندان معتقد و سالم بسیار مشکل است. روابط جنسی با افراد مختلف بخصوص قبل از ازدواج شایع است و بخصوص در دوران دبیرستان دانش اموزان ممکن است براحتی این مسایل را تجربه کنند. اما در این دو کشور هم افراد با مذاهب متنوعی زندگی می کنند و  در بسیاری از شهرهای ان ها مساجد شیعیان و سنیان وجود دارند  که عمدتا با هزینه های شخصی مسلمانان ساخته و اداره می شوند. همچنین سخنوران و عالمان مذهبی، چه معمم و چه غیر معمم، و بسیار معتقد و فعال در مورد مسایل مختلف مذهبی در مساجد صحبت می کنند. اقامت نمازهای جماعت، قرایت قران، اموزش دینی به بچه ها، برگزاری ایین های مذهبی مانند محرم و ..‌. نیز رایج است. به شخصه با مسلمانان بسیار معتقدی ازتمامی کشورها برخورد داشته ام. خانم های مسلمان نیز با حجاب و حتی روبنده فراوانند، البته بدلیل عدم تمایل به جلب توجه بیشتر، معمولا ترجیح می دهند بدون چادر اما با پوشش کامل در جامعه در رفت و امد باشند. همچنین لازم است توجه شود که بسیاری مخصوصا در امریکا مسیحیان معتقدی هستند و کلیساهای فراوانی در سطح شهر دیده میشوند. گروه های مسیحی معمولا در دانشگاه ها فعال هستند و به دانشجویان بین المللی خدماتی مثل حمل و نقل، برنامه های تفریحی و ... ارایه می دهند. افرادی که در این گروه ها فعالند واقعا بسیار خوش برخورد، خوش رو و خوش اخلاق و کمک کن هستند و براحتی با دانشجویان دوست شده و انها را به منزل خود و جاهای دیگر دعوت می کنند. اما در کنار این موارد باید توجه داشت که برخی موارد پوششی و رفتاری جزو فرهنگ این جوامع بوده و برای انها معانی بدی ندارد. مثلا در فصل گرما بسیاری از خانم ها و اقایان با  شلوارک بیرون می روند، یا رابطه دختر و پسر و حتی زندگی کردن انها با هم برای چندین سال قبل از ازدواج امری عادی است. اما مساله مهم انست که لزوما این روابط و برخوردها لاابالانه و بی حد و حصر نیست و طبق چارچوب های فرهنگی خودشان انجام می شود. مثلا رابطه یک فرد مزدوج، حال یا بصورت متاهل یا طور دیگر، با فرد دیگری خیانت و زشت تلقی می شود. از طرف دیگر در این کشورها در حالیکه صدها شبکه تلویزیونی کابلی موجود هستند (و با پرداخت ماهانه وجهی می توان ان ها را مشاهده کرد) اما شخصا انچه در این شبکه ها دیدم بسیار متفاوت از برنامه های ماهواره و عموما دارای برنامه هایی اموزشی و سالم بوده اند . البته با پرداخت وجه اضافی امکان دسترسی به کانال های فاسد نیز هست، اما در حالت عادی برنامه های تلویزیونی با انچه تصور می شود متفاوت است. شخصا یک بعد از ظهر فیلمی را از یک شبکه تلویزیونی در امریکا دیدم که قسمت های جنسی ان فیلم سانسور شده بود (و این برایم بسیار جالب بود: سانسور در مهد فساد!).متاسفانه شبکه های ماهواره ای در اسلام بسیار رایج هستند و خانواده ها فرزندانشان را مثلا پای برنامه GEM می گذارند که کارتون ببینند در حالیکه بعضا تبلیغات یا برنامه های نامتناسب در لابلای کارتون ها به خورد بچه ها می دهند. همچنین غالبا عکس ها و تبلیغات انچنانی در سطح شهر دیده نمی شود و حتی داخل فروشگاه های مخصوص فروش فیلمها و برنامه های سکس از بیرون قابل مشاهده نیست.  نکته بعدی انکه برای مردم در این کشورها خیره شدن به خانم ها و چشم چرانی بسیار بسیار زشت بوده و کمتر اتفاق می افتد، و بنده این صحبت را، که در اینجا مردان کمتر به ما خیره می شوند، از خانم های ایرانی بسیاری شنیده ام. دلیل ان هم نمی تواند اشباع شدن مردان از مسایل جنسی باشد. برخلاف باور عموم، بسیاری از مردم این کشورها نیز همانند شرقی ها ازدواج می کنند، به خانواده متعهد هستند و مشغول کار و تامین نیازهای خانواده هایشان هستند. مردان و پسران امریکایی و کانادایی بسیاری دیده و می شناسم که لزوما غرق در شهوت رانی نبوده اما به خانم های با پوشش باز هم نگاه نمی کردند. به نظر می رسد علت ان از یک طرف کار فرهنگی در مدرسه و کتابخانه و ... است که به جامعه بیاموزند که زنان و مردان نباید با یکدیگر برخورد ابزاری داشته باشند و هر برخوردی با میل و رضایت دو طرف بایستی صورت گیرد (در چارچوب فرهنگ خودشان که لزوما با اداب ما یکی نیست) و از طرف دیگر شاید عدم سختگیری در روابط ها و مراکز مخصوص برای این مسایل مانند کلوب های شبانه (که این دومی البته با فرهنگ ما سازگار نیست، اما در کشور ما هم در حالیکه روی برخی مسایل مانند حجاب زنان تاکید فراوان می شود اما مثلا به نگاه مردان یا تنه های انها در خیابان ها واکنش خاصی صورت نمی گیرد)  لذا مثلا خیره نگاه کردن مردان به زنان و برعکس و حتی به یکدیگر، کاری زشت و توهین امیز تلقی شده و در واقع به حقوق اجتماعی طرف مقابل تجاوز می شود. که البته این کار فرهنگی به هیچوجه با برخورد قهرامیز، تذکر و نصیحت دایم و ... صورت نمی گیرد بلکه در غالب بازی و سایر ابزارها مانند فیلم و ...صورت می پذیرد. از طرفی قوانین حمایتی بسیاری برای زنان وجود دارد، به عنوان نمونه سال پیش در شهر ویکتوریا اخبار محلی اعلام کرد که پلیس بدنبال راننده یک ون با رنگ قهوه ایست که برای دختری جوان سوت زده. یا اگر در جایی، مثلا در خیابان، شخصی به یک خانم کوچکترین تعرض جنسی کند گرفتار مجازاتی سنگین می گردد. به عنوان نمونه چندین ماه پیش شخصی اندام جنسی خود را برای خانمی ظاهر کرد که دستگیر شده و هم جریمه نقدی و هم زندان شد. مردی نیز حدودا ۵۰ ساله که کامپیوتر خود را جهت تعمیر به فروشگاه لوازم الکترونیک برده بود کارکنان انجا در کامپیوتر شخصی او چندعکس جنسی از کودکان دیده و به پلیس گزارش کرده بودند، و او مجازات سنگینی گردید. همچنین خرید مشروبات الکلی تنها برای افراد بالای سن حدود ۲۰ سال و پس از ارایه کارت شناسایی امکانپذیر است و خوردن مشروب در سطح شهر ممنوع است، و رانندگی همراه با مستی عواقب قانونی بسیار بد و جدی دارد. البته ذکر این موارد به معنای مبری کردن این جوامع از فساد اجتماعی نیست، بلکه بیان شواهدی است که غربی بودن تنها به معنای لاابالیگری  نمی باشد. شاید مهمترین نکته در این باب این باشد که هر چند در این کشورها کلوب های شبانه، خوردن مشروب و حتی روابط مرد با مرد و زن با زن ازاد است، اما شاید یک فرد مسلمان معتقد با موارد مشکل دار بسیار کمتری از انچه در ماهواره ها و فیلم های غربی، در جامعه اسلامی خودمان،  می توان دید، برخورد کند. بنده پس از قریب ۷-۸ سال زندگی در امریکا و کانادا کمتر از تعداد انگشتان دست دختران و پسرانی را دیدم که در خیابان ها و مراکز عمومی همدیگر را ببوسند و روابط جنس مونث و مذکر را در سطح اجتماع عموما عادی و محترمانه یافتم. البته فرهنگ ما در این زمینه بسیار غنی تر و دارای ابزار بهتری است و با مدیریت فرهنگی صحیح می توان شرایط جامعه را طوری شکل داد که اگر حجاب در ان اجباری است در عوض زنان دارای مزیت های بیشتری از لحاظ قوانین حمایتی باشند تا جایی که مثلا یک مرد غریبه جرات نگاه آلوده به زن مسلمان ایرانی نداشته باشد (نه اینکه از یک طرف زنان بد حجاب را عامل انحراف مردان بخوانند و از ان طرف مثلا در مترو چند مرد مشغول چشم چرانی و نگاه کردن به نوامیس مردم که اتفاقا در واگن جدا قرار دارند باشند، یا براحتی به انها تنه بزنند و متلک بیاندازند و ...)

دیدگاه‌ها   

0 #2 elevator shoes 1396-03-19 18:01
These are really fantastic ideas in regarding blogging.

You have touched some fastidious points here.
Any way keep up wrinting.

my web site elevator shoes: http://nathe13.exteen.com/20140131/why-must-medical-professionals-market-increase-height-insert
نقل قول کردن
0 #1 حمید بنی هاشمی 1395-04-18 19:45
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ. إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَـٰنُ وُدًّا. اللهم بفاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد احاط به علمک. مشکلی را شما بیان می فرمایید که خیلی مشکل جدی ای است: اگر فراموش کنیم که این یک سایت علمی است و همچنین بخشهای علمی و اجتماعی نیز حذف شود و صاف برویم سر مسائل فرهنگی مربوط به فساد و پوشش، آنگاه آیا حق می دهید که گویی وارد یک منطقه ممنوعه ای شده ایم که هیچ علم و اجتماع و فرهنگی نیز به ما این اجازه را نمی دهد که وارد چنین معضلات فرهنگی شویم هر چند که واقعیات خاص آن فرهنگها است. دلیلش این است که هر چند ظاهراً مسائل علمی و فرهنگی را داریم، و اما از یک چیزی منع شده ایم که دیگر غیر ممکن می نماید سرش بر ما فاش شود و همینها را در ایران جور دیگری داریم. البته یحتمل بتوان نشان داد از این دیدگاه چطور وارد حالات BPS مهتاب هیولایی و برنامه لانگلندز شد و بلکه چرا نظریه حمیدی-مجیدی نیز آنچنان محتوا نمی یابد!
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید