۱. اعتبارات پژوهشی

بودجه‌ی پژوهشی تخصیص‌یافته و به هزینه گرفته شده ایران در سال ۱۳۹۳ کمتر از ۰.۳% از درامد ناخالص ملی کشور شد! محاسبه‌ی آن با تقریبی که منظور من است ساده است. اعتبارات تخصیص‌یافته‌ی پژوهشی کمتر از ۳ هزار میلیارد تومان بود. از طرف دیگر درامد ناخالص ملی ایران در همین سال برابر (حدودا) ۴۰۰ میلیارد دلار، یا با احتساب هر دلار ۳۰۰۰ تومان، برابر ۱۲۰۰ هزار میلیارد تومان (دست کم) برآورد می‌شود. یک در صد این رقم می شود ۱۲۰۰۰ میلیارد تومان! قرار بوده است در این سال اعتبارات پژوهشی کشور برابر ۲ درصد تولید ناخالص بشود، یعنی ۲۴۰۰ میلیارد تومان! در سال ۱۳۹۴ بودحه مصوب مجلس شرایط کمی بهتر برای پژوهش را پیش بینی می کند. به هر حال اما بعید است در سال ۱۳۹۴ بیش از ۰.۴ درصد از تولید ناخالص ملی به امر پژوهش اختصاص یابد. جزییات این محاسبه را می‌توانید در سند پیوست (سند بودجه پژوهشی ۱۳۹۴) ببینید.

ناتوانی یا غفلت کشور ما در انجام پژوهش‌های بنیادی در چیست؟ چرا دولت مردان ما هزینه برای پژوهش در علوم بنیادی را اتلاف درامد دولت می‌دانند؟ می‌دانیم که بیشترین تخمین برای اعتبارات پژوهش‌های بنیادی کمتر از ۷ درصد از کل اعتبارات پژوهشی کشور است و بیش از ۹۳ درصد برای پژوهش‌های کاربردی و توسعه‌ای هزینه می‌شود. این را مقایسه کنید با ۱۵ تا ۲۰ درصد نرم جهان صنعتی برای پژوهش‌های بنیادی!

سوالی که مایلم با همکاران دانشگاهی و غیر دانشگاهی مطرح کنم این است:

۱. چرا کشور ما با شرایط ویژۀ خودش لازم است برای پژوهش‌های بنیادی هزینه کند؟

۲. ظرفیت ما در ایران برای انجام پژوهش‌های بنیادی چقدر است؟

۳. پروژه‌هایی را نام ببرید در زمینه‌های بنیادی که انجام آن برای کشور لازم و ممکن است؟

البته، فراموش نکنیم سوال پژوهش ممکن است بومی باشد اما کیفیت فقط جهانی معنی می‌دهد!

از هر پاسخی هر چقدر کوتاه یا بلند استقبال می‌کنیم.

برنامه‌ی کنکور آسان است را در صدا و سیما دیده‌اید؟ درس اپتیک آن با جمله‌ی بالا شروع می‌شود. فیلم آن را می‌توانید از همین محل بار-برداری کنید! ارزش این را دارد که به فکر فرو برویم چطور بخشی از جامعه‌ی ما گزاره‌های علمی را از محتوا خارج می‌کند و به خود اجازه می‌دهد به هر سبکی به منظور حفظ کردن و نه درک‌کردن این گزاره‌های علمی روش ابداع کند. من بسیار مایلم علاقه‌مندان به علم و آموزش این پدیده‌ی پیچیده‌ی اجتماعی را تحلیل کنند. چطور می‌شود که معلمی با شماره‌گذاری نقطه‌های کلیدی مرتبط با مسیر پرتو ها در آینه‌ها و جمع و تفریق آن‌ها می‌گوید این روش یافتن مسیر پرتوها و تشکیل تصویر روش خواص است و روش مبتنی بر اپتیک هندسی روش عوام. شما تحلیلی برای پذیرش این نوع آموزش انحرافی در جامعه و صدا و سیما دارید؟ اگر همکاران جامعه‌شناس علم یا علاقه‌مند به علم و آموزش به مطالعه‌ی این پدیده خود را ملزم ندانند یا علاقه نشان ندهند پس نقش ما دانشگاهیان در جامعه چیست؟ علم-ایران از انعکاس هر نکته‌ای در این مورد استقبال می‌کند و امیدوار است دست کم چند رساله‌ی ارشد برای مطالعه‌ی این پدیده‌ی اجتماعی به راه افتد! 

 

انتخاب عنوان علم – ایران برای این وبگاه بدیهی نبود. انگیزه‌ی آن بر می‌گردد به حدود سه سال قبل که به پیشنهاد آقای علی کوهپایه با وبگاه دموکراسی ایرانی و سپس تاریخ ایرانی آشنا شدم و همواره فکر می‌کردم جای علم‌ایرانی خالی است. اما عنوان علم ایرانی تداعی علم اسلامی، علم کاپیتالیستی؛ و علم کمونیستی می‌کند، مفاهیمی که همه در چند دهۀ گذشته به کار رفته‌اند. اما منظور ما محملی بود برای بحث‌های تحلیلی پیرامون پدیده‌ی علم مدرن در ایران و آینده‌ي آن. از این جهت، برای خلاصی از این تداعی‌های نابه جا عنوان "علم-ایران" را با همفکری دوستانم فرهاد اردلان و شاهین روحانی و نیز آقای میرافتاب‌زاده که تمام زحمات راه‌اندازی این وبگاه و ثبت دامنه را، که کا رآسانی نبود، به عهده داشتند انتخاب کردیم.